خیانت و عشق

 

روزی خیانت به عشق گفت:دیدی؟من بر تو پیروز شده ام.


عشق پاسخی نداد.


خیانت بار دیگر حرفش را تکرار کرد.


ولی باز هم از عشق پاسخی نشنید.


خیانت با عصبانیت گفت:چرا جوابی نمی دهی؟


سپس با لحنی تمسخر آمیز گفت:انقدر بار شکست برایت


سنگین بوده است که حتی توان پاسخ هم نداری؟


عشق به آرامی پاسخ داد:تو پیروز نشده ای.


خیانت گفت:مگر به جز آن است که هر که تو آن را عاشق کرده ای


من به خیانت وا داشته ام؟


عشق گفت:آنان که عاشق خطابشانمی کنی بویی از من نبرده اند.


چرا که عاشقان هرگز مغلوب عشق نمی شوند

http://mohadese.com/forum/attachment.php?attachmentid=699&d=1308940251

/ 10 نظر / 8 بازدید
Ooo Mab ooO

شب‌ها وقتی ماه می‌تابد من وضو می‌گیرم و بهترین واژه‌هایم را بر می‌دارم و می‌روم بر مرتفع‌ترین ساختمان شهر .. شب‌ها وقتی ماه می‌تابد من در دفتر مشقم تمرین عشق می‌کنم و ، هزاربار می‌نویسم : « سوسن ماه است .. » نگاه کنید ! پیراهنش بوی یاس می‌دهد و دست‌های من که آستین‌های او را بوییده‌اند .. شب‌ها وقتی ماه می‌تابد من روحم را بر می‌دارم و ، سفر می‌کنم به دورها مثل کرگدنی تنها از معبر اندوه تا متن کودکی تا ملکوت سوسن وبعد ، در بارگاه سوسن - این بقایای عشقِ خداوند - و در حضور معنویت پیراهنش روحم را آتش می‌زنم ..

کیمیا

ﻧﺴﻠﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ .. ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯾﻢ ! ﭼﻮﻥ .. ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺐ، ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ .. ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﺗﺮ ﺍﺯ " ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ " ﺭﻭﺯﻫﺎﻣﻮﻧﻪ

کیمیا

ﻧﺴﻠﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ .. ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯾﻢ ! ﭼﻮﻥ .. ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺐ، ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ .. ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﺗﺮ ﺍﺯ " ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ " ﺭﻭﺯﻫﺎﻣﻮﻧﻪ

در جستجوی عشق

ممنون از حضورت . بازم سر بزن . لینکی ...... و ممنون از این همه لطف ...

رویا

مطالب وبت خیلی قشنگه