باران میبارد...

 

 باران میبارد
تو کنار پنجره خیس باران
من زیر اسمان پر ستاره ی کویر
هر دو به اسمان نگاه میکنیم
تا اسمان از دیدن تو ذوق کند و به من برساند زیبایت را
باران امشب میبارد
و من در خیابانهای که مرا خوب میشناسند با خیال دست هایت دلگرمم

/ 4 نظر / 12 بازدید
فرشته

یکدیگر رااز صمیم قلب دوست بدارید زیراازهر چیزبالاتراست. عشق پرده برگناهان بیشمار میکشد.... . . خسته نباشی عزیزم..وبلاگ خوبی داری[دست]

Ooo Mab ooO

در زندگـﮯ بـرآﮮ هر آدمـﮯ ! از یـڪ روز، از یـڪ جــآ، از یـڪ نفـر، بـہ بعـد...! دیگـر هـیچ چیـز مثـل قبـل نیستــ! نـہ روزهآ، نـہ رنگ هآ، نـہ خیـآبـآטּ هآ همـہ چیـز مـﮯ شـود: دلتنگـﮯ...! موفق باشید

Ooo Mab ooO

فراموش كردنت كار اساني است كافي است دراز بكشم چشمهايم راببندم ونفس نكشم

سنجاقک

لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد.گل داد.سرخ سرخ.گلها انار شد,داغ داغ .هر اناری هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند,دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود .دانه هاد ترکیدند.انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.خدا گفت.راز رسیدن فقط همین بود کافی ست انار دلت ترک بخورد.[فرشته]