خودت را....

ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﺮﻧﺠﺎﻥ
ﺁﻧﮑﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻗﺪﺭ ﻧﺪﺍﻧﺴﺖ
ﻟﺎﯾﻖ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻓﮑﺮﺕ
ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ.

/ 4 نظر / 15 بازدید
zohre

یکی از فانتزیام اینه که زنگ بزنم به خودم ، بعد بگم الو ؟ بعد خودم بگم : قربون الو گفتنت برم من !!! بعدم خودم خجالت بکشم قطع کنم تلفنو … چن دفه هم امتحان کردم ولی لامَصّب همش اِشغال بود ! نگرانم ! نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ؟؟؟!

شبنم

هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند .......................................................... خدا نکنه دخملی دلت گرفته باشه[ماچ][گل][ماچ]

Ooo Mab ooO

آيينه ها دچار فراموشي اند و نام تو ورد کوچه خاموشي امشب تکليف پنجره بي چشم هاي باز تو روشن نيست!

سيد

مادر نوشته ميشود ولي فرشته خوانده ميشود . مادر ، من هرگز بهشت را زير پايت نديدم زير پاي تو آرزوهايي بود كه از آن گذشتي بخاطر من . روزتان مبارك