مینویسم....

مینویسم از احساسم...


دیگه مجبور نیستی هر جا که میری

ازم اجازه ی رفتن بگیری

میشه با هر کی که میخوای بجوشی

اصلا هرچی دلت میخواد بپوشی

میشه به هر کی که میخوای دل ببندی

یا با غریبه ها بگی،بخندی

وقتی دیر میکنی یا میری جایی

دیگه نیستم بهت بگم:کجایی؟ناراحت

/ 1 نظر / 8 بازدید
Ooo Mab ooO

آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز، “دلم” بند کفش هایش را نبسته بود! با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛ که مبادا پیش از من “ناز نگاهت” خریدار پیدا کند آخر شنیدم که کسی میگفت: شقایقها هم عاشق میشوند…!!!