اگر سهراب سپهری در زمان ما دانشجو بود.....

سهراب سپهری دانشجو :

اهل دانشگاهم

رشته ام علافیست

جیبهایم خالیست

پدری دارم
......

حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست

من نمیدانم که چرا میگویند

مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار

و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

باید از مردم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند

که من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم...

پینوشت:یولعینک

/ 3 نظر / 21 بازدید
ســـــــوگنـــد

هوا چقدر خوب و دو نفرست..! چه قدر خوبه که نفر دوم هیچ وقت تنهات نمیزاره خداااا کجایی بیا بریم.

ســـــــوگنـــد

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی ، همدردی کنم . بیش از آنکه مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم . پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم . زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم

ســـــــوگنـــد

قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن . . .